لغت نامه دهخدا
میانده رود. [ دِه ْ ] ( اِخ ) از بلوکات ساری و اشرف ( شاهی ) است عده قراء آن 57 و مساحت آن 36 فرسنگ. مرکزش: سورک. حد شمالی، فرظان. شرقی، قره طاغا. جنوبی چهاردانگه. غربی، انده رود. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 287 ).
میانده رود. [ دِه ْ ] ( اِخ ) از بلوکات ساری و اشرف ( شاهی ) است عده قراء آن 57 و مساحت آن 36 فرسنگ. مرکزش: سورک. حد شمالی، فرظان. شرقی، قره طاغا. جنوبی چهاردانگه. غربی، انده رود. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 287 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الثائر، که بدون استندار نمیتوانست در آمل بماند، به گیلان بازگشت و در سیاه کَلَه رود در قریه میانده، از توابع هوسم، سکنی گزید. در ۳۳۸، وشمگیر زیاری در جنگ برای تصرف طبرستان به الثائر پناهنده شد.