لغت نامه دهخدا
پره دار. [ پ َ رَ / رِ / پ َرْ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) دارنده پره و دندانه. || جنسی از قفل که صاحب انواعی است، مقابل پیچ.
پره دار. [ پ َ رَ / رِ / پ َرْ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) دارنده پره و دندانه. || جنسی از قفل که صاحب انواعی است، مقابل پیچ.
( اسم ) جنسی از قفل که صاحب انواعی است مقابل پیچ دار.
جفتی از قفل که صاحب انواعی است مقابل پیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چه در کارگاه امکانست پره دار جمال جانانست