لغت نامه دهخدا
پرنیش. [ پ َ ] ( ) کلمه ای مجعول با شاهدی از شاعری مجعولتر در فرهنگ شعوری.
پرنیش. [ پ َ ] ( ) کلمه ای مجعول با شاهدی از شاعری مجعولتر در فرهنگ شعوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین دلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین