لغت نامه دهخدا
پرقوت. [ پ ُ ق ُوْ وَ ] ( ص مرکب ) پرزور. پرنیرو. سخت زورمند.
پرقوت. [ پ ُ ق ُوْ وَ ] ( ص مرکب ) پرزور. پرنیرو. سخت زورمند.
( صفت ) پر زور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ریتمها بر اساس استفاده پرقوت از سنکُپها و پلی ریتمها شناخته میشوند. از خصوصیتهای بارز برِیک بیت، میتوان به های-هتهای مخلوط و در هم ریخته و کیک-درامهای ضد ضرب اشاره کرد.