لغت نامه دهخدا
پرشن. [ پ َ رَ ] ( اِ ) کشوث. ( حبیش تفلیسی ). سس حماض الأرنب. افرهنج. خنگو. اکشوث. کثوث. کثوتا.
پرشن. [ پ َ رَ ] ( اِ ) کشوث. ( حبیش تفلیسی ). سس حماض الأرنب. افرهنج. خنگو. اکشوث. کثوث. کثوتا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه پرشن در جنوب غربی روستا پوشیده از جنگل انبوه میباشد و غروبهای بسیار دلانگیز و زیبایی دارد که واقعاً وصف ناپذیر است.
💡 در ادبیات ایران به باغ ایرانی «باغ سرا»، پردیس یا فردوس، بوستان یا بستان گفته میشدهاست. واژه باغ ایرانی جدید و ترجمه پرشن گاردن است.[نیازمند منبع]
💡 باغ ایرانی یا پرشن گاردن فقط در داخل مرزهای جغرافیایی ایران محدود نمانده و به حوزه تمدن ایرانی در دیگر کشورهای همسایه (امروزی ایران) که در گذشته جزو سرزمینهای ایران محسوب میشدند نیز وجود داشته و دارد، یکی از بهترین نمونههای باغ ایرانی در خارج از ایران آرامگاه همایون در دهلی و نسخه کپی شده از آن در تاج محل در اگرای هندوستان است.
💡 روزنامههای مصری تا ۱۹۷۱ همچنان عبارت خلیج فارس را بهطور متناوب بکار بردهاند و الاهرام انگلیسی همواره پرشن گلف را تا همین سالهای اخیر به کار بردهاست.
💡 جنگل پرشن که دارای پوشش گیاهی بسیار عالی میباشد که الحمدالله تاکنون دست نخورده باقی ماندهاست.