لغت نامه دهخدا
پرستم. [ پْرُ / پ ِ رُ ت ِ ] ( فرانسوی، اِ ) نوعی از حشرات که ب-اله-ای فوقانی آنها نسبةً محکم و از خانواده ردووی ئیده که در برّ قدیم منتشر است.
پرستم. [ پْرُ / پ ِ رُ ت ِ ] ( فرانسوی، اِ ) نوعی از حشرات که ب-اله-ای فوقانی آنها نسبةً محکم و از خانواده ردووی ئیده که در برّ قدیم منتشر است.
نوعی از حشرات که بالهای فوقانی آنها نسبه محکم و از خانواده ردووی ئیده که در بر قدیم منتشر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بخت بد مسیحی خر پرستم نیامد یک جوی طالع به دستم
💡 پری پیکر بت عیسا پرستم به یک نظاره دل بردی ز دستم
💡 ای بت ترسا چو صنعان عاقبت بت پرستم کردی از زنار خود
💡 آفتابی و منت ذره ی خورشید پرستم آه اگر بر سرم آیی ز پی بنده نوازی
💡 اهلی مرا زعشق جوانان گزیر نیست من پیر بت پرستم و این پیشه من است
💡 شد دیدهات زهر چه بجز دوست لایرون یعنی ترا پرستم و خواهم ترا بعون