پرده کردن

لغت نامه دهخدا

پرده کردن. [ پ َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روگرفتن زن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- غایب گشتن غیبت کردن محجوب شدن محجوب ماندن اغشائ. ۲- روگرفتن پوشیدن روی با حجاب.

جمله سازی با پرده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتگو در پرده کردن صد طرف دارد اسیر پیش من از یار عریان حرف عریان خوش‌تر است

💡 خودنمایی حسن را، در پرده کردن خوشتر است جامه از فانوس از آن بر خویشتن دوزد چراغ!