ویل ویل
مترادفها
وای وای
متضادها
سعادت، رستگاری، خوشبختی
لغت نامه دهخدا
ویل ویل. [ وَ لُن ْ وَ ی ِ ] ( ع اِمرکب ) مبالغه است چون ویل وئیل و ویل وائل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به ویل ( صوت، اِ ) شود.
فرهنگ فارسی
مبالغه است چون ویل وئیل و ویل وائل.
جمله سازی با ویل ویل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سهر گهردانیی کهلپوس وه پیلان نه بادیهی عیشق ویل ویل مهگیلان