لغت نامه دهخدا
ویشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) بیشه است که جای سباع و بهائم باشد. ( برهان ). بر وزن و معنی بیشه است، و به دری طبری بیشتر بیشه را ویشه به واو گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
از وی شده کار ویشه رنگین.( شاعری طبری از آنندراج ).
ویشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) بیشه است که جای سباع و بهائم باشد. ( برهان ). بر وزن و معنی بیشه است، و به دری طبری بیشتر بیشه را ویشه به واو گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
از وی شده کار ویشه رنگین.( شاعری طبری از آنندراج ).
بیشه است که جای سباع و بهائم باشد بر وزن و بمعنی بیشه است و به دری طبری بیشتر بیشه را ویشه بو او گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار جان به غارت برده ویشه هزارانت جگر خون کرده ویشه
💡 دزد یا دیزد در زبان تالشی همان دزد در زبان فارسی و ویشه بهمعنی جنگل یا بیشه است.
💡 هزاران دل بغارت برده ویشه هزارانت دگر خون کرده ویشه