ویزیت کردن

مترادف‌ها

بازدید کردن، معاینه کردن

لغت نامه دهخدا

ویزیت کردن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دیدار کردن. بازدید کردن. || ( اصطلاح پزشکی ) عیادت کردن پزشک از بیمار.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱- دیدار کردن بازدید کردن. ۲ - عیادت کردن پزشک از بیمار.

جمله سازی با ویزیت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با شکست‌دادن فضایی‌ها، ثور زندگی دوگانه‌ای را شروع می‌کند: ویزیت کردن بیماران خصوصی به کمک پرستار و عشقش جین فاستر و دفاع از انسان‌ها در برابر اشرار. حضور ثور در زمین به سرعت توجه برادر ناتنی و دشمن دیرینه‌اش لوکی را جلب می‌کند؛ که چندین باز به زمین سفر می‌کند تا ثور را نابود کند. لوکی مسبب طغیانگری‌های سه دشمن بزرگ ثور یعنی مرد جاذب، اوراقچی و نابودگر است. یکبار به‌طور اتفاقی این تاکتیک‌های لوکی منجر به اتفاق خوبی می‌شود- با این که ثور توانست در برابر هالک مقاومت کند، گروه انتقام‌جویان برای اولین بار شکل گرفت.

💡 پزشکان متخصص در طول روز زمان زیادی را صرف ویزیت کردن بیماران مختلف در مطب یا بیمارستان می‌کنند تا بتوانند تشخیص درستی از بیماری داشته باشند.

💡 کارشناسان فروش شرکت موظف هستند روزانه حداقل ده فروشگاه مختلف را ویزیت کردن تا از موجودی محصولات در قفسه‌ها و رضایت مشتریان اطمینان حاصل کنند.

💡 برای موفقیت در بازار رقابتی امروز، شما باید همیشه به دنبال ویزیت کردن مشتریان بالقوه و ایجاد ارتباط مستمر با آن‌ها برای گسترش شبکه بازاریابی خود باشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران