وگر

لغت نامه دهخدا

وگر. [ وَ گ َ ] ( حرف ربط مرکب ) ( از: و + گر ) مخفف و اگر:
وگر بر سر آید ده وپنج روز
تو گردی شهنشاه گیتی فروز.فردوسی.منکران را هم از این می دو سه ساغر بچشان
وگر ایشان نستانند روانی به من آر.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 168 ).

فرهنگ فارسی

واگر.

جمله سازی با وگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه بیند صبا رنگ گل با رخ تو وگر نیز، بیند به روی تو بیند

💡 بگیردت به یَدِ قدرت و کند محبوس وگر چنانک ندانی کجا، بسجن سعیر

💡 صلاحی در فساد کفر دارد صاحب حکمت وگر نه هر چه باطل شد برو سهلست بطلانش

💡 که گر فلک کندم استخوان تن همه خون وگر به تیر شهابم هدف کند پیکر

💡 اگر بجیحون اندر شوید چون ماهی وگر بگردون بالا روید چون اختر

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز