لغت نامه دهخدا
( ومعة ) ومعة. [ وَ ع َ ] ( ع مص ) یک بار افتادن باران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الدفعة من الماء. ( اقرب الموارد ).
( ومعة ) ومعة. [ وَ ع َ ] ( ع مص ) یک بار افتادن باران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الدفعة من الماء. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارایت شیئا الا ومعه قدرایت ربه و مبدعه