ولوب

لغت نامه دهخدا

ولوب. [ وُ ] ( ع مص ) رسیدن و پیوستن هرچه باشد. || درآمدن در چیزی و شتافتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

جمله سازی با ولوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آخته ساعد چو بر بط لیک هنگام ولوب نبض تند او براند چون تنین از عرق زیر