لغت نامه دهخدا
وشنی. [ وَ ] ( اِ ) وسنی. هوو. ( فرهنگ فارسی معین ). زنی که با زن دیگر در شوهر مشترک باشد. رجوع به وسنی شود.
وشنی. [ وَ ] ( اِ ) رنگ سرخ و گلگون. ( برهان ) ( آنندراج ). رنگ سرخ که برای قشنگی استعمال میکنند. ( ناظم الاطباء ).
وشنی. [ وَ ] ( اِ ) وسنی. هوو. ( فرهنگ فارسی معین ). زنی که با زن دیگر در شوهر مشترک باشد. رجوع به وسنی شود.
وشنی. [ وَ ] ( اِ ) رنگ سرخ و گلگون. ( برهان ) ( آنندراج ). رنگ سرخ که برای قشنگی استعمال میکنند. ( ناظم الاطباء ).
(اسم ) هوو وسنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوههای ماورسِوز، (ماهورسبز)، کوه سفید، و کوه چاغگدار در شمال باختری تا جنوب روستا، میان ۲۵۰۰ تا ۳۱۲۵ گز بلندی دارند. از دیدگاه زمینشناسی و کشاورزی، زمینهای دماب را تپهها و آبرفت یا فلات تشکیل میدهد. تپهها با شیب ۱۲ تا ۲۵ درسد درجهات گوناگون و بیشترسنگی وبی پوشش گیاهی، و سنگهای تشکیل دهنده آنها آذرین وشنی است. این زمینها به سبب داشتن سنگریزه فراوان، شیب، پستی و بلندی و نیزفرسایش، بایرمیباشند.