وزاب

لغت نامه دهخدا

وزاب. [ وَزْ زا ] ( ع ص ) دزد ماهر در دزدی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). دزد حاذق. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

دزد ماهر در دزدی دزد حاذف

جمله سازی با وزاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برفت و راه بیابان گرفت دلبر من وزاب دیده من در جهان بیابان نیست

💡 تا مسخر گرددت ملک سکندر خضر وار از سیاهی رخ متا وزاب حیوان درگذر

💡 یکی آفرین کرد بر سام گرد وزاب دو نرگس همی گل سترد

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز