لغت نامه دهخدا
وروار. [ وَرْ ] ( اِ ) کرسی و تخت پادشاه و نشیمن و اورنگ پادشاهی. || بالاخانه و غرفه و حجره ای که بر بالای حجره ای دیگر سازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ورواره شود.
وروار. [ وَرْ ] ( اِ ) کرسی و تخت پادشاه و نشیمن و اورنگ پادشاهی. || بالاخانه و غرفه و حجره ای که بر بالای حجره ای دیگر سازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ورواره شود.
( اسم ) برباره: لنبوئنهم من الجنه غرفا: بخدای که فرود آریم ایشانرا دربهشت درکاخهایی که آن بنلدترین خانه هاباشد واگربه ثاخوانی لنبوینهم بخدای که همیشه بداریم ایشانرا در ورواره های بهشت و ورواره را مخصوص کرد که ازخانه ها آن خوشترباشد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبشار وروار از آبشارهای ایران، استان کرمان در شهرستان عنبرآباد قرار دارد و بلندترین آبشار در خاورمیانه محسوب می شود که در رشته کوه جبال بارز قرار دارد. ارتفاع این آبشار ۱۷۶ متر است و آب آن از کوه علمشاه (با ارتفاع ۳۷۴۰ متر بلندترین قله جبال بارز) سرچشمه میگیرد. از روستای رودفرق تا آبشار ۴ ساعت راهپیمایی است. این روستا در ۴۰ کیلومتری شرق عنبرآباد قرار دارد. رشته کوه جبال بارز با درازای ۲۵۰ کیلومتر، طولانیترین رشته کوه در جنوب شرقی ایران است.