لغت نامه دهخدا
ورزان. [ وَ ] ( نف، ق ) در حال ورزیدن. رجوع به ورز و ورزیدن شود.
ورزان. [ وَ ] ( نف، ق ) در حال ورزیدن. رجوع به ورز و ورزیدن شود.
اسم: ورزان (پسر) (کردی) (تلفظ: varzan) (فارسی: وَرزان) (انگلیسی: varzan)
معنی: محافظ، نگهبان، فصلها ( نگارش کردی
💡 یا در مکافات خوشی ای بخت ناشادم مکن ورزان که یک سان میکنی چون خاک بر بادم مده
💡 این روستا دارای جوی آبی دائمی است که در ارتفاعات آن آبشاری از آن به نام آبشار صلح آیینه ورزان بوجود آمده است که هرساله طبیعتگردان بسیاری برای دیدن این آبشار به آیینه ورزان می آیند.
💡 ز کفت زر و سیم ارزان ز تو قارون هنر ورزان فلک بر جان تو لرزان چو گشتاسب بر برزین
💡 آینه ورزان نام روستایی است در 65 کیلومتری شرق تهران در جاده تهران فیروزکوه در ارتفاع 2220 متری از سطح دریا قرار دارد. این روستا در شهرستان دماوند و از توابع آبسرد می باشد. نام قدیم این روستا «عین ورزان» بوده به معنای جایی که چشمههای بسیاری دارد که طی سال های اخیر به «آیینه ورزان» تغییر کرده لکن بومی های این روستا را کماکان عین ورزان می خوانند.
💡 امامزاده عبدالله آئینه ورزان مربوط به سدهٔ ۸ ه.ق است و در شهرستان دماوند، روستای آیینه ورزان واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۶۶ با شمارهٔ ثبت ۱۷۲۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 حمام آئینه ورزان مربوط به اواخر دوره صفوی است و در شهرستان دماوند، بخش مرکزی، دهستان ابرشیوه، روستای آئینه ورزان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۲۶۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.