لغت نامه دهخدا
وداس. [ وِ ] ( ع اِ ) گیاه که روی زمین را پوشد و هنوز شاخ برنیاورده باشد والا آن را ملتف گویند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
وداس. [ وِ ] ( اِخ ) رجوع به ودا شود.
وداس. [ وِ ] ( ع اِ ) گیاه که روی زمین را پوشد و هنوز شاخ برنیاورده باشد والا آن را ملتف گویند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
وداس. [ وِ ] ( اِخ ) رجوع به ودا شود.
گیاه که روی زمین را پوشد و هنوز شاخ بر نیاورده باشد والا آنرا ملتف گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعداد زیادی از انواع دستهبندیها برای بوکسیت پیشنهاد داده میشد، اما تا سال ۱۹۸۲ اجماعی برای این دستهبندیها وجود نداشت، تا این که محققی به نام وداس بوکسیتهای لاتریت (بوکسیتهای سیلیکاتی) را از بوکسیتهای کارست (بوکسیتهای کربنی) تفکیک نمود.