وثائق
مترادفها
مدارک، اسناد، مستندات
لغت نامه دهخدا
وثائق. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ وثیقة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( دهار ). عهد و پیمان محکم. رجوع به وثیقه شود.
فرهنگ معین
(وَ ئِ ) [ ع. ] (اِ. ) ج. وثیقه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع وثیقه: (( دبیری صناعتی است... منتفع در مخاطباتی که در میان مردم است بر سبیل محاورت و مشاورت و مخاصمت... در مدح و ذم... و بزرگ گردانیدن اعمال و خرد گردانیدن اشغال و ساختن وجوه عذر و عتاب و احکام وثائق ( وثایق ) و اذکار سوابق... ) )
ویکی واژه
وثیقه.
جمله سازی با وثائق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۳. الخالصی، محمد، «فی سبیل الله، سیرة ذاتیة و مذکرات جهادیة»، دار المحجة البیضاء- مرکز وثائق الإمام الخالصی، بیروت، ۲۰۱۵م- ۱۴۳۷ق- ۱۳۹۴ش، ص۸۴۳–۸۳۵
💡 کارشناسان آرشیوی پس از بررسی دقیق تمامی وثائق و مدارک موجود در کتابخانه ملی، توانستند اصل مالکیت این بنای تاریخی را به درستی اثبات نمایند.
💡 در پروندههای حقوقی پیچیده، ارائه وثائق معتبر و مستندات کتبی از سوی وکلای مدافع میتواند سرنوشت نهایی حکم دادگاه را به طور کامل تغییر دهد.
💡 برای دریافت ویزای مهاجرت، متقاضیان باید مجموعهای از وثائق شناسایی، مدارک تحصیلی و گواهیهای مربوط به سوابق شغلی خود را به صورت کامل ارائه دهند.