محضر کردن

فرهنگ معین

(مَ ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) محضر ساختن، استشهاد تهیه کردن، برای تأیید سخنی امضاء و شهادت جمع کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فتوی دادن و نوشتن محضر: شعرم به زر نوشتند آنجا خواص مکه بر بی نظیری من کردند حاج محضر. ( خاقانی )

ویکی واژه

محضر ساختن، استشهاد تهیه کردن، برای تأیید سخنی امضاء و شهادت جمع کردن.

جمله سازی با محضر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو ماهی فلس کردن جمع در بحر وجود در هلاک خویشتن انشای محضر کردن است

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز