هنر پروری

لغت نامه دهخدا

هنرپروری. [ هَُ ن َ پ َرْ وَ ] ( حامص مرکب ) پروردن و تربیت کردن هنرمندان را. هنر را بزرگ داشتن. کوشش برای هنر:
نجوید کسی بر کسی برتری
مگر از طریق هنرپروری.نظامی.

فرهنگ فارسی

۱- سعی درپیشرفت هنروهنرمندان: واین کمال کرم وغایت سخن رانی وهنرپروریست.

جمله سازی با هنر پروری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای هنر پروری که ذات ترا کس ندیدست عیب و همتا نیز

💡 از آنکه ظل کرم گسترد همیشه کند حجر بمهر هنر پروری در شهوار

💡 آن هنر پروری که ابن یمین در ره او کمینه خاک درست

💡 بر در هر سفله ئی پیش نباشم بپای صدر هنر پروری چونکه مقام منست

💡 هنر بعهد هنر پروری گرامی شد که ظل سلطنتش جاودان بود یارب

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز