لغت نامه دهخدا
همراه کردن. [ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل همراه شدن. قرین ساختن. دو چیز را به هم پیوستن:
مادر فرقان چه دانی تو که هفت آیت چراست
یا شهادت را چرا همراه کردستند لا؟ناصرخسرو.
همراه کردن. [ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل همراه شدن. قرین ساختن. دو چیز را به هم پیوستن:
مادر فرقان چه دانی تو که هفت آیت چراست
یا شهادت را چرا همراه کردستند لا؟ناصرخسرو.
( مصدر ) ۱- سفر کردن. ۲- شخصی یا چیزی را باتفاق کسی فرستادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جشنواره بینالمللی فیلم مراکش (عربی: المهرجان الدولي للفيلم بمراكش) یک جشنواره بینالمللی فیلم است در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد. این جشنواره سالانه در شهر مراکش برگزار میشود. این جشنواره که از سال ۲۰۰۱ شروع به کار کرده، جایگاهی استراتژیک در پیوند فرهنگهای مختلف و همراه کردن استعدادهای فیلمسازی از چهار گوشه جهان دارد و هر سال فیلمهای پرفروش هالیوودی تا فیلمهای هنری احساسبرانگیز را در کنار هم به نمایش درمیآورد.
💡 جنایت های ماول به مرور در نقطه نقطه ی کهکشان گسترده شد تا جایی که بازگشت این سیث مورد توجه شورای جدای قرار گرفت.ماول به دنبال کسب حامی و قدرت بیشتر سعی در همراه کردن گروهک های مختلف جنایتکار و جایزه بگیر را با خود داشت و در انتهای این مسیر،پس از اسارت در چنگال رهبر جنگجویان ماندالوری،پری ویزلا،طی یک دوئل،او را کشت و خود بر تخت سلطنت ماندالور تکیه زد.