لغت نامه دهخدا
هم وقت. [ هََ وَ ] ( ص مرکب ) هم عصر. هم عهد.
هم وقت. [ هََ وَ ] ( ص مرکب ) هم عصر. هم عهد.
هم عصر و هم عهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود هم وقت دائم آن دائم که صوفی را بود سامان دائم
💡 هم وقت بر آمدن دمش سرد بود هم وقت فرو شدن رخش زرد بود
💡 گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جور گفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود