هم وقت

لغت نامه دهخدا

هم وقت. [ هََ وَ ] ( ص مرکب ) هم عصر. هم عهد.

فرهنگ فارسی

هم عصر و هم عهد

جمله سازی با هم وقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود هم وقت دائم آن دائم که صوفی را بود سامان دائم

💡 هم وقت بر آمدن دمش سرد بود هم وقت فرو شدن رخش زرد بود

💡 گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جور گفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز