لغت نامه دهخدا
هم صف. [ هََ ص َف ف / ص َ ] ( ص مرکب ) هم ردیف. در شمارِ.... دو تن که مشمول یک حکم باشند:
چو در گنبدی هم صف مردگانی
ز گنبد برون آ، بقایی طلب کن.خاقانی.
هم صف. [ هََ ص َف ف / ص َ ] ( ص مرکب ) هم ردیف. در شمارِ.... دو تن که مشمول یک حکم باشند:
چو در گنبدی هم صف مردگانی
ز گنبد برون آ، بقایی طلب کن.خاقانی.
هم ردیف در شمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین ماجرای ۹ دی ما خودمان گروه راهپیمایی راه انداخته بودیم خودم هم صف اول بودم همه کارمندان هم آمدند… حالا ما جار بزنیم که این کارها را کردهایم؟ ما این کارها را برای کس دیگری میکنیم
💡 مهمترین رقیب سنتی این تیم باشگاه کاردیف سیتی است که این بازی به عنوان هماورد جنوب ولز نامیده میشود. واپسین باری که این دو تیم در برابر هم صف آرایی کردند در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۴ بود که سوانزی با حساب ۳ بر هیچ رقیب خود را از پیش روی براشت.