هم بستری

لغت نامه دهخدا

هم بستری. [ هََ ب ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) مصاحبت. همخوابی. هم آغوشی. ( یادداشت مؤلف ). || جماع. نزدیکی کردن. درآمیختن.

فرهنگ فارسی

همخوابگی.
مصاحبت همخوابی هم آغوشی

جمله سازی با هم بستری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمشیر اوست شاه ظفر ز آن به چرخ گوید کالا بنات نعش تو هم بستری ندارم

💡 در خور بالش نیند امّا هنوز از پی هم بستری شایسته اند

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز