لغت نامه دهخدا
هلاکو. [ هَُ ] ( اِخ ) رجوع به هلاگو شود.
هلاکو. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که 200 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول عمده اش غله، برنج،صیفی و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
هلاکو. [ هَُ ] ( اِخ ) رجوع به هلاگو شود.
هلاکو. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که 200 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول عمده اش غله، برنج،صیفی و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
اسم: هلاکو (پسر) (مغولی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: holaku) (فارسی: هلاکو) (انگلیسی: holaku)
معنی: نام پسر تولوی و نوه چنگیزخان مغول
رجوع شود به:هولاکوخان (۶۱۴ـ۶۶۳ق)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو حزب اصلی این دورهٔ مجلس حزب ایران نوین و حزب مردم بودند. حزب ایران نوین به ریاست حسنعلی منصور حدود ۱۷۵ نماینده داشت و اکثریت مجلس را به دست گرفت. حزب مردم نیز تحت رهبری هلاکو رامبد بود و ۱۶ کرسی کسب کرد.
💡 بعد از انتقال شهر از بازار کرگانرود به منطقه هشتپر در سال ۱۳۲۱، طوالش به صورت نمایندگی آموزش و پرورش و از سال۱۳۲۹ به صورت ادارهٔ آموزش و پرورش مستقل دایر گردید. اولین دبیرستان شهر هشتپر در ۱۳۲۵ تأسیس شد. یکی از معروفترین مدرسهها در منطقهٔ تالش دبیرستان هلاکو رامبد در هشتپر بود که بعد از انقلاب به دبیرستان شریعتی و بعدها به طالقانی تغییر نام داد.
💡 پس از این جریانات، هلاکو رامبد اعلام کرد: «عوامل آشوب تبریز معلوم نیست کی و از کدام مرز وارد ایران شدهاند.» وی در روز بعد گفت: «کمونیستهای شناخته شده سبب اغتشاش تبریز بودهاند.» محمود جعفریان در اجتماع اعضای حزب رستاخیز تبریز چند روز بعد از این ماجرا اعلام کرد: «آشوبگرانی که تبریز را به آتش کشیدند تبریزی نبودند.»