لغت نامه دهخدا
هفت گره. [ هََ گ ِ رِه ْ ]( اِ مرکب ) کنایت از هفت آسمان. ( برهان ):
گر هفت گره به چرخ دادی
هفتاد گره بدو گشادی.نظامی. || کنایت از هفت زمین یا هفت کشور. ( برهان ):
زین دو سه چنبر که بر افلاک زد
هفت گره بر کمر خاک زد.نظامی.
هفت گره. [ هََ گ ِ رِه ْ ]( اِ مرکب ) کنایت از هفت آسمان. ( برهان ):
گر هفت گره به چرخ دادی
هفتاد گره بدو گشادی.نظامی. || کنایت از هفت زمین یا هفت کشور. ( برهان ):
زین دو سه چنبر که بر افلاک زد
هفت گره بر کمر خاک زد.نظامی.
هفت آسمان هفت کوکب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر هفت گره به چرخ دادی هفتاد گره بدو گشادی
💡 زین دو سه چنبر که بر افلاک زد هفت گره بر کمر خاک زد