هزیمت رفتن
مترادفها
شکست خوردن
متضادها
پیروز شدن، موفق شدن
لغت نامه دهخدا
هزیمت رفتن. [ هََ م َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) گریزان شدن. گریختن: ایشان هزیمت رفتند. ( فارسنامه ابن بلخی ).
فرهنگ فارسی
گریزان شدن گریختن
جمله سازی با هزیمت رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالهای پایانی زندگی کوزیمو با به هزیمت رفتن لشکر ناپلئون و تعقیب قشون او توسط روسها همراه میشود. کوزیمو در واپسین روزهای زندگیاش بستر خود را بالای درختی در میدان اصلی شهر میگذارد. در حالی که به گفتهٔ پزشکان امیدی به بهبودی او نیست، بالن هوانوردان انگلیسی از فراز درختی که کوزیمو در آنجا آرمیده میگذرد. کوزیمو لنگر بالن را به دست میگیرد و همراه آن به پرواز در میآید و بدنش در خلیج مجاور بندرگاه اومبروزا میافتد. جسد او هیچگاه پیدا نمیشود.