لغت نامه دهخدا
هخ. [ هَِ خ خ ] ( ع اِ صوت ) حکایت آواز آب بینی اندازنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). فین. رجوع به فین شود.
هخ. [ هَِ خ خ ] ( ع اِ صوت ) حکایت آواز آب بینی اندازنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). فین. رجوع به فین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درخت خاکستری اکنون در خامنتهموزیم دن هخ (موزه شهرداری) لاهه در هلند نگهداری میشود.