هتار
لغت نامه دهخدا
هتار.[ هَِ ] ( ع مص ) به باطل دشنام دادن. ( ناظم الاطباء ).مهاترة. ( معجم متن اللغة ). به یکدیگر دشنام دادن.
هتار. [ هَِ ] ( اِخ ) لقب طلحةبن عیسی بن ابراهیم، قطب یمن، متوفی به سال 780 هَ. ق. است. خاندان وی از رؤسا و بزرگان یمن بودند و از میان ایشان بزرگانی چون طاهربن المحجب الهتاری و محمدبن یوسف بن المهتار برخاستند. ( از تاج العروس ).
فرهنگ فارسی
لقب طلحه بن عیسی بن ابراهیم قطب یمن متوفی بسال ۷۸٠ هجری است. خاندان وی از روسا و بزرگان یمن بودند و از میان ایشان بزرگانی چون طاهر بن المجعب الهتاری و محمد بن یوسف بن المهتار برخاستند.
جمله سازی با هتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تت هتار توزار (برمهای: သက်ထားသူဇာ؛ زادهٔ ۱۵ مارس ۱۹۹۹) بدمینتونباز اهل میانمار است که در مجموع در مسابقات بینالمللی برندهٔ ۸ مدال طلا و ۳ مدال نقره شدهاست.