نیک نهاد

مترادف‌ها

نیک‌خو، خوش‌کردار

متضادها

بدنهاد، بدطبع

لغت نامه دهخدا

نیک نهاد. [ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خوش فطرت. دارای فطرت نیک. ( یادداشت مؤلف ). نیک ضمیر. نیک سرشت. خوش طینت.

فرهنگ عمید

نیکوسرشت، خوش طینت.

فرهنگ فارسی

(صفت ) نیک سرشت نیکو نهاد خوش فطرت.

جمله سازی با نیک نهاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از بزرگان روزگار تویی خوب خلق و اصیل و نیک نهاد

💡 پیر برخاست که ای نیک نهاد دین خود را به شکم نتوان داد

💡 وز بهر مملکت چنانکه ندانست کرد کس آیینهای نیک نهاد و نکو سنن

💡 یگانه فتحعلی شه خدیو نیک نهاد خداش نیکی بخش و قضاش نیک اندیش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران