نرگس زار

لغت نامه دهخدا

نرگس زار. [ ن َ گ ِ ] ( اِ مرکب ) نرگسستان. آنجا که نرگس فراوان روئیده باشد:
روی خاک از دیده امیّد نرگس زار شد
تا کجا بگشاید از رخ یار بی پروا نقاب.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نرگستان آنجا که نرگس فراوان روئیده باشد.

جمله سازی با نرگس زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک نرگس زار خواهد گشتن از چشم سفید گر ز خلوت این چنین آیی به استغنا برون

💡 روی خاک از دیده امید، نرگس زار شد تا کجا بگشاید از رخ یار بی پروا نقاب

💡 بادیه چون غمزهٔ ترکان سنان دار از عرب جای خون ریزان چو نرگس زار نیسان دیده‌اند

💡 هرکجا چشم زنی هست زمین نرگس زار هرکجا پای نهی هست زمین لاله ستان

💡 ز شوق ملک چین آهی بر آورد به نرگس زار آب از دل در آورد

💡 چو نرگس زار تن در مرگ دادش هم از سیم و هم از زر برگ دادش