لغت نامه دهخدا
نرخ بازار. [ ن ِ خ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ارزش هر جنس به قیمتی که در بازار فروشند. ( ناظم الاطباء ). قیمت روز. قیمت عادله.
نرخ بازار. [ ن ِ خ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ارزش هر جنس به قیمتی که در بازار فروشند. ( ناظم الاطباء ). قیمت روز. قیمت عادله.
ارزش هر جنس به قیمتی که در بازار فروشند قیمت روز قیمت عادله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخنی از لب شیرین تو گفتند بمصر نرخ بازار شکر قند مکرر بشکست
💡 متاع هر دو عالم نقد محنت را نمیارزد قماش جنس غم را نرخ بازار اینچنین باید!
💡 سازمان بورس، دیگر منتقد سیاستهای فرزین در دوره ریاستش بر بانک مرکزی بود. ادعای جنجالی رئیس بانک مرکزی که گفته بود «ما کاری به نرخ بازار غیررسمی و کانالها نداریم» موجب انتقادهای بیشتری به عملکرد او شد. گروهی از فعالان اقتصادی، ادعای او را بیتوجهی به نرخ دلاری میدانستند که بر زندگی مردم تأثیر مستقیم داشت. این در حالی بود که بانک مرکزی، نرخ تورم را بر مبنای ارز بازار آزاد اعلام میکند.