نایچه

لغت نامه دهخدا

نایچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر نای. نای کوچک. ( ناظم الاطباء ). نَیچه. رجوع به نیچه شود. || نی کوچکی که جولاه به کارمی برد. || نوعی از مار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(چ ) (اِمصغ. ) نای کوچک، لولة کوچک.

فرهنگ عمید

۱. نای کوچک.
۲. لولۀ کوچک.
۳. (زیست شناسی ) = نایژه

فرهنگ فارسی

۱ - نای کوچک.۲ - نی کوچکی که جولاهگان بکاربرند.۳ - نوعی ازمار.

جمله سازی با نایچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تقسیم راضی،تامین برق، تامین آب لوله کشی، مهاجرت گسترده بیش از 70درصدی، خشک شدن کاریز آبادی، برچیده شدن نایچه های آب در زمستان، از بین رفتن چهل یاران(درختان جنگلی)،