نان دهقان

مترادف‌ها

نان روستایی

لغت نامه دهخدا

نان دهقان. [ ن ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از نان پادشاه باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نان در سر خوان پادشاه. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با نان دهقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا حیات من به دست نان دهقان است و بس جان من سر تا به پا قربان دهقان است و بس

💡 در روستا‌های دورافتاده، بوی نان دهقان که با مواد طبیعی و در کوره‌های سنتی پخته می‌شود، همیشه خاطره‌ای خوش در ذهن اهالی ایجاد می‌کند.

💡 خوردن نان دهقان به همراه پنیر و سبزیجات تازه، یکی از لذت‌های ساده اما بسیار دلنشین در زندگی روستایی و سنتی محسوب می‌شود.

💡 بسیاری از مردم شهری اکنون به دنبال خرید نان دهقان و محصولات ارگانیک هستند تا بتوانند طعم اصیل و سالم گذشته را دوباره تجربه کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران