لغت نامه دهخدا
نامکیده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مکیده ناشده. مقابل مکیده.
نامکیده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مکیده ناشده. مقابل مکیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس نازک است پشت لبت را کبود کرد گردانده سنگ لعل تو را نامکیده خط
💡 کام لب نخواهم دید نامکیده خالش را از خضر مگر یابم سر آب حیوانی