لغت نامه دهخدا
نامه سیه. [ م َ / م ِی َه ْ ] ( ص مرکب ) نامه سیاه. رجوع به نامه سیاه شود.
نامه سیه. [ م َ / م ِی َه ْ ] ( ص مرکب ) نامه سیاه. رجوع به نامه سیاه شود.
نامه سیاه
💡 از نامه سیه کردن خود شرمت باد چون موی سیه سپید دیدی، بس کن
💡 ور بد او دی خام و زشت و در ضلال چون عزا نامه سیه یابد شمال
💡 قیامتست بخوبی رخت که در وی زلف بجرم زیر بری نامه سیه دارد
💡 خالش به جای خویش گرفتم نشسته بود بیگانه خط نامه سیه را که خوانده بود
💡 ز نامه سیه خویش نیستم نومید امید بیش به ابر سیاه می دارند
💡 گرچه گنه کردهام، نامه سیه کردهام مدح تو شه کردهام مایه روز جزا