لغت نامه دهخدا
ناله گر. [ ل َ / ل ِ گ َ ] ( ص مرکب ) نالنده. نالان. که می نالد. که ناله می کند.
ناله گر. [ ل َ / ل ِ گ َ ] ( ص مرکب ) نالنده. نالان. که می نالد. که ناله می کند.
( صفت ) آنکه ناله کندنالنده.
💡 از سنگ خاره چشمه خونین روان شود فریاد و ناله گر من شیدا برآورم
💡 دلآزادان چه محرومند از فیض گرفتاری بیا این ناله گر خواهی ز مرغان حرم بشنو
💡 بلبلان چون برگ گل از آشیان می ریختند رخصت یک ناله گر از باغبان می یافتم
💡 داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است ناله گر بال کشد گردن مینای دل است
💡 زبس شکستم در سینه ناله گر به غلط نفس برآرم خود هم نمیکنم باور