ناجد

لغت نامه دهخدا

ناجد. [ ج ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از نجد. || غالب. || یاری دهنده. || واضح کننده. روشن کننده. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). ج، نواجد. || کندخاطر. نادان. کم هوش. ( ناظم الاطباء ). || آن که در زبان وی لکنت باشد. ( ناظم الاطباء ). ج، نواجد. اما ناجد به این معنی در کتب دسترس ما دیده نشد.

جمله سازی با ناجد

💡 تقی‌الدین، عبدالله بن علی سروجی (۱۲۲۹ - ۱۲۹۴م) (نسب: عبدالله بن علی بن مُنجِد بن ناجد بن برکات) صوفی و شاعر شامی در سدهٔ هفتم هجری بود که بیشتر در مصر زیست. او زبان و ادبیات عربی و دیگر علوم ادبی را آموخت اما سلوک تصوف براو چیره شد. او به زیبادوستی همراه عفت روی آورد، شعرهایش نیز صوفیانه توصیف شده‌است.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز