لغت نامه دهخدا
ملک الملک. [ م َ ل ِ کُل ْ م ُ ] ( ع اِ مرکب )پادشاه مملکت. مالک کشور. دارنده ملک:
ملک الملک کشور پنجم
قامع اوج اختر پنجم.خاقانی.او خدای است تعالی ملک الملک قدیم
که تغیّر نکند ملکت جاویدانش.سعدی.
ملک الملک. [ م َ ل ِ کُل ْ م ُ ] ( ع اِ مرکب )پادشاه مملکت. مالک کشور. دارنده ملک:
ملک الملک کشور پنجم
قامع اوج اختر پنجم.خاقانی.او خدای است تعالی ملک الملک قدیم
که تغیّر نکند ملکت جاویدانش.سعدی.
۱. پادشاه.
۲. خدای تعالی.
( اسم ) ۱ - پادشاه ۲ - خدای تعالی. یا ملک الملک قدیم. خدای تعالی که قدیم است: آن خدای است تعالی ملک الملک قدیم که تغیرنکند ملکت جاویدانش.
پادشاه مملکت. ملک کشور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن خدای است تعالی، ملک الملک قدیم که تغیّر نکند ملکت جاویدانش
💡 طاقت این درد ندارم دگر ای ملک الملک مرا باز خر
💡 افتتاح سخن آن به که کنند اهل کمال به ثنای ملک الملک خدای متعال