ملتحد

لغت نامه دهخدا

ملتحد. [ م ُ ت َ ح َ ] ( ع اِ ) پناهگاه. ( ترجمان القرآن ) ( غیاث ). پناه. ( منتهی الارب ). پناه و دستگیر. ( ناظم الاطباء ). ملجاء. ( از اقرب الموارد ): واتل ما اوحی الیک من کتاب ربک لامبدل لکلماته و لن تجد من دونه ملتحداً. ( قرآن 27/18 ).
فعل تو وافی است زآن کن ملتحد
کاندر آید با تو در قعر لحد.مولوی.
ملتحد. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) خمنده و میل کننده به کسی. ( آنندراج ). مایل به جانب و طرفی. || مرتد و ملحد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

پناهگاه.

فرهنگ فارسی

خمنده و میل کننده به کسی. مایل به جانب و طرفی.

جمله سازی با ملتحد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فعل تو وافیست زو کن ملتحد که در آید با تو در قعر لحد

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
اهوم یعنی چه؟
اهوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز