لغت نامه دهخدا
مصدور. [ م َ ] ( ع ص ) دردمند سینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سینه گرفته. ( مهذب الاسماء ).آنکه بیماری سینه دارد. مبتلا به درد سینه. مسلول.
- نفثةالمصدور؛ خلط کسی که به عارضه صدر مبتلاست. ( یادداشت مؤلف ).
مصدور. [ م َ ] ( ع ص ) دردمند سینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سینه گرفته. ( مهذب الاسماء ).آنکه بیماری سینه دارد. مبتلا به درد سینه. مسلول.
- نفثةالمصدور؛ خلط کسی که به عارضه صدر مبتلاست. ( یادداشت مؤلف ).
کسی که مبتلا به درد سینه باشد.
( اسم ) آنکه گرفتار سینه درد است
💡 ترسد که دلش سرد شود کز دل تنگش مر صدر ترا تفته مصدور فرستد
💡 ای بر حسب خلقت ما صادر و تو مصدور قایم به وجود توست ذات عرض و جوهر