مشعل دار

لغت نامه دهخدا

مشعلدار. [ م َ ع َ ] ( نف مرکب ) آن که مشعل حمل کند. دارنده و نگاهدارنده مشعل:
نازنین مگذار دل را کز پی پروانگی
ناز مشعلدار سلطان برنتابد هر دلی.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 880 ).
مشعلدار. [ م َ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین که 660 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ عمید

آن که مشعل در دست گیرد و پیشاپیش دیگران برود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه مشعل در دست گیرد و حمل کند.
دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین استان مرکزی.در ۹ کیلومتری جنوب قزوین.جلگه معتدل. دارای ۶۶٠ تن سکنه
دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین

جمله سازی با مشعل دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر آن عالم که باشد از عمل دور بود چون کور مشعل دار بی نور

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز