مسیردهی

مترادف‌ها

جهت‌دهی، مسیریابی، تعیین مسیر

فرهنگستان زبان و ادب

{channelization} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] هدایت جریان تردد در مسیر یا مسیرهای مورد نظر

ویکی واژه

هدایت جریان تردد در مسیر یا مسیرهای مورد نظر.

جمله سازی با مسیردهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تفسیر یک کد کندتر از اجرای کد ترجمه شده‌است، زیرا مفسر باید هر دفعه که برنامه شروع به اجرا می‌کند، همهٔ عبارت‌های آن را تحلیل کند و سپس عملیات مورد نظر را اجرا کند در حالی که کد ترجمه شده فقط عبارتها را اجرا می‌کند. این تحلیل زمان اجرا تحت نام «بالاسری تفسیری» نامیده می‌شود. دسترسی به متغیرها نیز در مفسر کندتر است. زیرا مسیردهی شناسه به محل ذخیره‌سازی در زمان اجرا نسبت به زمان ترجمه به دفعات بیشتری صورت می‌گیرد.

💡 معمولا جزئی از واسط گرافیکی کاربر است که به صورت بخشی ناشناس و موقت از حافظه به کار گرفته می‌شود که می‌تواند در همه یا بیشتر دیگر برنامه‌ها از طریق رابط‌های برنامه‌نویسی مورد دسترسی واقع شود. برنامه‌های رایج از راه مسیردهی ورودی‌های کاربر (ترکیب کلیدها، انتخاب منوها و...) به این رابط‌ها، به کلیپ‌بورد دسترسی پیدا می‌کنند.

💡 استفاده از الگوریتم‌های هوشمند در فرآیند مسیردهی، باعث شده است که زمان رسیدن خودروهای امدادی به محل حادثه به حداقل برسد.

💡 شرکت‌های بزرگ لجستیکی برای بهینه‌سازی هزینه‌های خود، از سیستم‌های پیشرفته مسیردهی برای توزیع کالا در سطح کشور استفاده می‌کنند.

💡 فرآیند مسیردهی صحیح در شبکه‌های کامپیوتری، نقش بسیار مهمی در انتقال سریع و بدون خطا در داده‌ها بین سرورها دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران