لغت نامه دهخدا
( مستقلاً ) مستقلاً. [ م ُ ت َ ق ِل ْ لَن ْ ] ( ع ق ) به استقلال. بالاستقلال. مستقلانه. منفرداً و بطور تنهایی و بدون شرکت دیگری. بالانفراد. و رجوع به مستقل و استقلال شود.
( مستقلاً ) مستقلاً. [ م ُ ت َ ق ِل ْ لَن ْ ] ( ع ق ) به استقلال. بالاستقلال. مستقلانه. منفرداً و بطور تنهایی و بدون شرکت دیگری. بالانفراد. و رجوع به مستقل و استقلال شود.
( مستقلاً ) (مُ تَ قِ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به استقلال، آزادانه.
به استقلال آزادانه: همیشه مستقلا کارهای خود را انجام میدهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوارزمی کتاب حساب الهند را در ۸۲۵ میلادی نوشت و الکندی مستقلا کتاب فی استعمال اعداد الهندی را در ۸۳۰ میلادی نوشت. در قرن بعد کوشیار گیلانی کتاب فی اصول حساب الهندی را نوشت
💡 این معاونت مستقلا گزارشهای خود را در اختیار حفاظت اطلاعات رده بالاتر قرار میدهد؛ ردههای حفاظت اطلاعات در ادامه منتهی به حفاظت اطلاعات سپاه است که به شکل سلسله مراتب مستقل و متمرکز در تابعیت مستقیم فرماندهی کل قوا فعالیت میکند.
💡 در زمینههای تألیف، تصحیح و تعلیق که مستقلا انجام شدهاست:
💡 در این ماه، گذشته از همه کارهای دیگری که مربوط به گذشته می شود، برنامه بزرگ دیگری پیش می آید. یکی این که منابع موجود برای دانش آموزان کلاس اول را بررسی می شود. دانش آموزان کلاس اول در اسفند ماه عضو می شوند. چرا که در اسفند ماه تقریبا بیشتر حروف الفبا را یاد گرفته اند و قدرت خواندنشان به مرحله ای رسیده است که بتوانند مستقلا کتاب بخوانند. کتابخانه باید برای آنها به اندازه کافی کتاب داشته باشد.