جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران اشغال، با این که خود مردم بابل دچار تنگدستی و کمبود مواد خوراکی بودند، نیروهای روس آذوقه و محصولات کشاورزی و همچنین گاو و گوسفند مردم را میگرفتند و به شوروی میفرستادند.
💡 در نخستین سال اشغال شوروی، «ستوان ناظمی» که در دو یا سه سال واپسین حکومت رضاشاه مسئول «سربازگیری» (نظام اجباری) در بابل بود و به هنگام هجوم روسها گریخته بود، به شهر بازگشت و دوباره به سربازگیری مشغول شد. اما مردم بابل بر وی تاختند و خودروی وی را آتش زدند. مردم با تظاهرات عمومی حوزهٔ سربازگیری را اشغال کرده و پس از تخریب، به آتش کشیدند. در پی این رخداد، ستوان ناظمی از شهر گریخت.
💡 در روزهای آشوب پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، همانند بیشتر شهرهای ایران، در بابل هم هر روزه تظاهرات و راهپیمایی برگزار میشد. در هشتم و نهم فروردین ۱۳۵۷، مردم بابل با نزدیک شدن به مراسم چهلم کشتهشدگان تظاهرات تبریز، مردم بابل دست به تظاهرات زدند.
💡 داستان دیگری در مورد اژدها نیز در این فصل ذکر شدهاست (۱۴:۲۳ تا ۳۰). «یک اژدهای بزرگ وجود داشت، که توسط مردم بابل پرستش میشد.» در این داستان خدای مورد نظر یک بت نبوده و بلکه یک حیوان بود؛ ولیکن دانیال اژدها را با پختن یک کیک مخصوص که باعث منفجر شدن اژدها از درون میشود نابود میکند.