لغت نامه دهخدا
مدرسی. [ م ُ دَرْ رِ ] ( حامص ) شغل و عمل سبق گفتن و درس گفتن. ( ناظم الاطباء ). مدرس بودن.
مدرسی. [ م َ رَ ] ( ص نسبی ) مدرسه ای. منسوب به مدرس و مدرسه.
مدرسی. [ م ُ دَرْ رِ ] ( حامص ) شغل و عمل سبق گفتن و درس گفتن. ( ناظم الاطباء ). مدرس بودن.
مدرسی. [ م َ رَ ] ( ص نسبی ) مدرسه ای. منسوب به مدرس و مدرسه.
مدرسه ای
[ویکی فقه] مدرسی (ابهام زدایی). مدرسی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • سیدمحمدتقی مدرسی، مؤلف تفسیر «من هدی القرآن»، از علمای قرن چهاردهم هجری قمری• سیدحسین مدرسی طباطبایی، از علمای معاصر شیعه• سیدعباس مدرسی یزدی، از علمای معاصر شیعه
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دبیری آموزش و پرورش، رئیس آموزش و پرورش تولمات، مدرسی آموزشکده شهید چمران رشت، معاونت منطقه آزاد انزلی و بهزیستی گیلان در کارنامه کاری مرحوم حمیدرضا خصوصی ثانی به چشم می خورد.
💡 برهان کیهانشناختی کلام فرمولبندی مدرنی از برهان کیهانشناختی برای وجود خدا است؛ که به کلام (فلسفه مدرسی اسلامی قرون وسطایی) نامگذاری شده است که از آن جا ایدههای کلیدی اش ریشه گرفته اند. این برهان توسط ویلیام لین کریگ در کتابش، برهان کیهانشناختی کلام (۱۹۷۹) رایج گردیده است.
💡 در فلسفه مدرسی این برهان به صورت «خر بوریدان» در آمده است. خر بوریدان از میان دودسته علف که در چپ و راست او به فاصله مساوی قرار دارد نمیتواند یکی را برگزیند و میمیرد.
💡 وی یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در بهبود نمایشنامهنویسی رادیویی در دهههای پنجاه تا هفتاد شمسی است و نخستین مدرسی است که اقدام به تألیف کتابی برای آموزش نمایشنامهنویسی نمود.
💡 این خانه متعلق به شیخ عبدالحسین محمدطاهری، از بزرگان سریزد در آن دوره بوده است. او همچنین دایی و استاد آیت الله سیدعلی مدرسی یزدی بوده است.