مخدره
مترادفها
بیهوش، مسخ شده
متضادها
هوشیار، بیدار
لغت نامه دهخدا
( مخدرة ) مخدرة. [ م ُ دَ رَ ] ( ع ص ) زن پرده نشین. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). دخترک پرده نشین و بازداشته شده از خدمت و کار. ( ناظم الاطباء ). مُخَدَّرَة. ( اقرب الموارد ). و رجوع به مُخَدَّرَه شود.
مخدرة. [ م ُ خ َدْ دَ رَ ] ( ع ص ) زن پرده نشین. ( منتهی الارب ) ( از غیاث ) ( از اقرب الموارد )( از آنندراج ). دخترک پرده نشین و بازداشته شده از خدمت و کار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود.
مخدره. [ م ُ خ َدْ دَ رَ ] ( از ع، ص ) زن باحجاب و پرده نشین و پاکدامن و باشرم و حیا. ( ناظم الاطباء ): مخدره دست شاهزاده بگرفت و با او در حجره خلوت رفت. ( سندبادنامه ص 69 ). و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ معین
(مُ خَ دَّ رَ یا رِ ) [ ع. مخدرة ] (اِمف. ) زن باحجاب و پرده نشین. ج. مخدرات.
فرهنگ عمید
زن پرده نشین، زنی که در حجاب باشد.
فرهنگ فارسی
زن پرده نشین، نی که درحجاب باشد، مخدرات جمع
( اسم ) مونث مخدر جمع: مخدرات. یا ادوی. ( مواد ) مخدره. داروهایی که استعمال آنها سبب بیحسی و بی حالی و تخدیر عمومی یا موضعی گردد ( مانند کوکائین هروئین و غیره ). این داروها معمولا موجب اعتیاد میشوند.
زن پرده نشین
ویکی واژه
زن باحجاب و پرده نشین.
مخدرات.
جمله سازی با مخدره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتاب با این جملات مشهور آغاز میشود: «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزواء میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند؛ زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی بهوسیله افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تأثیر اینگونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید».