لغت نامه دهخدا
متفاتی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ( از «ف ت ی » ) کسی که برای فتوی نزد مفتی میرود. ( ناظم الاطباء ). آن که به فتوی نزدیک مفتی شود. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ).
متفاتی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ( از «ف ت ی » ) کسی که برای فتوی نزد مفتی میرود. ( ناظم الاطباء ). آن که به فتوی نزدیک مفتی شود. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملکولهای «انانتیومر» پادهمسان در انواع دیگر، اغلب خصوصیات شیمیایی متفاتی نسبت به هم دارند که به وجود مواد دیگر مربوط میگردد که آنها نیز از نوع ایزومرهای «انانتیومر» پادهمسان میباشند. چون بسیاری از ملکولها درون بدن جانداران خود از نوع ایزومر پادهمسان میباشند، اغلب تفاوتی فاحش در عوامل دو ایزومر پاد همسان متقارن در این موجودات و از جمله انسانها وجود دارد.
💡 مولکولهای «انانتیومر» پادهمسان در انواع دیگر، اغلب خصوصیات شیمیایی متفاتی نسبت به هم دارند که به وجود مواد دیگر مربوط میگردد که آنها نیز از نوع ایزومرهای «انانتیومر» پادهمسان میباشند. چون بسیاری از ملکولها درون بدن جانداران خود از نوع ایزومر پادهمسان میباشند، اغلب تفاوتی فاحش در عوامل دو ایزومر پاد همسان متقارن در این موجودات و از جمله انسانها وجود دارد.