متصاعده
مترادفها
صعودکننده، بالا رونده، رو به بالا
متضادها
نزولی، فروکشکننده
لغت نامه دهخدا
( متصاعدة ) متصاعدة. [ م ُ ت َ ع ِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث متصاعد: ابخره متصاعدة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تصاعد شود.
جمله سازی با متصاعده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طی خبر رونمایی از تولید ۶ تا ۷ میلیون لیتر بنزین با مخلوط ۳۵ درصدی متانول در حضور قاسمی وزیر نفت، در دی ماه ۱۳۹۱، احمد نعمت بخش دبیر انجمن خودروسازان ایران در نامهای به شاعری معاون سازمان حفاظت محیط زیست در مورد کیفیت نامطلوب این نوع بنزین چنین هشدار داد که بخارات متصاعده از متانول به شدت سمی بوده و علاوه بر صدمات ریوی، حتی ممکن است باعث کوری چشم شود. همچنین در اثر خوردگی شدید قطعات، خطر آتشسوزی خودروهای فعلی افزایش مییابد. وی در این نامه خواستار توقف تولید بنزین پایه متانولی شد.
💡 دود غلیظ و سیاهی که از لوله دودکش کارخانه متصاعده بود، باعث نگرانی شدید اهالی منطقه از وضعیت آلودگی هوا شد.
💡 گازهای سمی که از میان شکافهای زمین به صورت متصاعده به بیرون میآمدند، محیط اطراف را برای زندگی انسانها بسیار خطرناک کرده بودند.
💡 رایحه خوش و مطبوع گلهای در باغ متصاعده بود و تمام فضای حیاط را با خود همراه کرده بود تا همه را شاد کند.